فروشگاه EbiStar از بیرون مشکلی نداشت؛ محصولات سر جای خودشان بودند، صفحات کار میکردند و ظاهر سایت هم چیزی نبود که کاربر را متوقف کند.
مشکل جای دیگری بود.
وقتی تعداد محصولات و بخشهای فروشگاه بیشتر شد، بعضی صفحات دیگر آن روانی قبلی را نداشتند. باز شدن صفحه طول میکشید، بعضی بخشها دیرتر از بقیه ظاهر میشدند و مرور کردن محصولات آن حس سریع و بیدردسر یک فروشگاه خوب را نداشت.
مسئله برای صاحب سایت فقط این نبود که «سرعت سایت پایین است». مسئله این بود که سایت قرار بود یک ابزار فروش باشد و کاربر برای رسیدن به محصول، بین بخشهای مختلف صفحه منتظر بماند یا با سایتی سنگینتر از چیزی که باید، تعامل کند.
اولین کار این نبود که یک افزونه نصب کنم و چند گزینه را روشن کنم.
باید میفهمیدم مشکل دقیقاً از کجاست.
صفحههای فروشگاه بررسی شدند و مشخص شد بخشی از فشار صفحه از تعداد زیاد المانهای نمایش محصول میآید. چندین Loop Carousel در صفحه وجود داشت که هرکدام محصولات را به شکل تعاملی نمایش میدادند. وقتی این بخشها در کنار سایر قسمتهای Elementor و امکانات فروشگاه قرار میگرفتند، مرورگر مجبور بود کار بیشتری برای ساخت و مدیریت صفحه انجام دهد.
اما حذف کردن همه این بخشها راهحل خوبی نبود.
این Carouselها برای نمایش محصولات استفاده میشدند و حذف کاملشان بخشی از تجربهای را که برای فروشگاه طراحی شده بود از بین میبرد. بنابراین مسئله این شد که چطور میشود بدون خراب کردن ظاهر و کاربرد فروشگاه، هزینهای را که این بخشها به صفحه تحمیل میکنند کمتر کرد.
از همینجا بررسی دقیقتر شروع شد.
هر بخش از صفحه از این زاویه دیده شد که واقعاً چه ارزشی برای کاربر ایجاد میکند و در مقابل، چه هزینهای به عملکرد صفحه اضافه میکند. تنظیمات نمایش محصولات، تعداد آیتمهای قابل مشاهده، رفتار Carouselها و ساختار بخشهای Elementor بررسی شدند تا مشخص شود کدام قسمتها واقعاً لازماند و کدام تنظیمات صرفاً باعث پیچیدهتر شدن صفحه شدهاند.
در این فرآیند مشخص شد که همیشه لازم نیست یک قابلیت را حذف کرد تا سایت سبکتر شود. گاهی مسئله، نحوه استفاده از همان قابلیت است.
به همین دلیل تغییرات با رویکرد «کمتر، اما هدفمندتر» انجام شدند؛ بخشهایی که ارزش خودشان را داشتند باقی ماندند و قسمتهایی که بار اضافه ایجاد میکردند، تا حد امکان سادهتر شدند.
در کنار Front-End، شرایط فنی سایت هم بررسی شد تا مشخص شود محدودیت فقط از چیزی که کاربر در صفحه میبیند ایجاد شده یا عوامل دیگری هم در عملکرد سایت نقش دارند. این بررسی کمک کرد مشکل به یک «کند بودن کلی سایت» تقلیل پیدا نکند و مشخص شود کدام قسمتها واقعاً ارزش اصلاح دارند.
نکته مهم برای من این بود که قرار نبود یک فروشگاه واقعی را تبدیل به یک صفحه آزمایشی فوقالعاده سبک کنم.
قرار بود همان فروشگاه، با همان محصولات و همان ساختار کلی، تجربه بهتری برای کسی داشته باشد که میخواهد وارد سایت شود، محصولات را ببیند و بین آنها جستوجو کند.
بعد از اصلاحات، بخشی از بار غیرضروری صفحات کاهش پیدا کرد و مرور بخشهای فروشگاه روانتر شد.
این پروژه برای من بیشتر از اینکه یک پروژه «افزایش سرعت» باشد، یک مسئله درباره تصمیمگیری بود: چه چیزی را باید نگه داشت، چه چیزی را باید ساده کرد و کجا واقعاً ارزش دارد دست ببریم.
چون در یک سایت واقعی، همیشه نمیتوان همهچیز را حذف کرد.
باید بین چیزی که کاربر میبیند، چیزی که کسبوکار به آن نیاز دارد و چیزی که مرورگر مجبور است پردازش کند، تعادل ایجاد کرد.
در نهایت، هدف این نبود که سایت را با چند عدد در ابزارهای تست سرعت قضاوت کنیم. هدف این بود که تجربهای که کاربر هنگام استفاده از فروشگاه دارد، بهتر شود؛ بدون اینکه برای رسیدن به آن، خود فروشگاه را از چیزی که قرار بوده باشد دور کنیم.